کسری نرجه

من در این وبلاگ دیدگاه های خودم را در مورد مسائل مختلف نوشته ام

معلم مهربان کلاس چهارم من
نویسنده : علیرضا ( کسری ) نرجه - ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧
 

من در مدرسه شهید بهشتی درس می خوانم . آن مدرسه زمین چمن دارد و خیلی مدرسه خوبی است . نام معلم های من در کلاس اول خانم مخلباف ، کلاس دوم خانم خاوندی و کلاس سوم خانم کلانتری بود و امسال نیز خانم غیاث معلم من است .

می خواهم به معلم امسالم بگویم : خانم غیاث از شما ممنونم که از من کوییز گرفتید و باعث شد که من امتحان ریاضی ترم اولم را نمره ٢٠ بگیرم . شما منو سرگروه کرده اید . من واقعا شما را دوست دارم و برای شما خیلی خیلی احترام قائلم .

اگر وقت کردید یک سری به وبلاگ من بزنید و برایم پیغام بگذارید .


 
 
اردوی مانور زلزله
نویسنده : علیرضا ( کسری ) نرجه - ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧
 


 ما در تاریخ ٧ آذر ١٣٨٧برای دیدن مانور زلزله به شهر ری رفتیم و در آن جا نکات ایمنی زلزله را آموزش دیدیم .

مانور زلزله یعنی این که فکر کنیم زلزله آمده و امداد رسانی کنیم .در آن جا ما به یک چادر رفتیم و کسانی را دیدیم که مثلاً زیز آوار مانده بودند و مجروح شده بودند و به آنها بتادین زده بودند .

در چادر به ما خوراکی دادند و با دوستانم تن ماهی را خوردم و روغن آن هم روی شلوارم ریخت .

آن روز خیلی به من خوش گذشت . توی اتوبوس با بچه ها خیلی بازی کردیم و خانم غیاث هم با ما بود .


 
 
سفر به اصفهان
نویسنده : علیرضا ( کسری ) نرجه - ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧
 

عاشورای امسال روز چهارشنبه ١٨ دی ١٣٨٧ بود ومن ومادرم وپدرم به اصفهان رفتیم.

درآن خیلی جا دسته های عزاداری زیاد بود . ما به اصفهان رفتیم تا هم من یک ذره تفریح کنم و مادرم نیز عمه اش را ببیند . موقع رفتن چند امامزاده را در کنار اتوبان دیدیم . مادر اصفهان یک روز ماندیم و بعئ به تهران برگشتیم .

 در راه پدرم در ماشین برای من تلویزیون روشن کرد و من کارتون دیدم . وقتی به تهران رسیدیم به خانه مادر بزرگم رفتیم و من از اصفهان برای مادر بزرگم و عمه ام تعریف کردم . من از جاهای دیدنی اصفهان عکس گرفتم مانند : سی و سه پل ، پل خواجو و زاینده رود .

ما در مسیر رفت به اصفهان از شهرهای ساوه ، سلفچگان ، دلیجان و میمه رد شدیم و در مسیر برگشت از شهرنطنز ، بادرود ، ابیانه ، خالد آباد ، کاشان و قم عبور کردیم.