سیرک ایران و ایتالیا

من ومادرم در تاریخ هفتم خرداد ١٣٨٧ به سیرک « خلیل عقاب » رفتیم . من در  آن جا یک دوست پیدا کردم که با عمه اش به سیرک آمده بود ونام او سروناز بود. در سیرک آقایی به نام خلیل عقاب درباره ی  سیرک خود برای ما حرف زد. 

 آرتورو دوستانش آکروبات بازی  می کردند.

آرتور برزیلی بود وبدنش خیلی کش می آمد مثل این که استخوان نداشت.

در آن جا شیر وببرها داخل قفس بودند تا شیروببرها ما  آدم ها را نخورد. البته درآن جا   گورخر و شتر و اسب و اسب کوچک  و شترمرغ  ومارپیتون  ومار مولک ومار افعی وتمساح راهم دیدیم. در آن جا همه ی مردم جیغ زدندوترسیدند.

درآن جا چندتا آفریقایی آمدندوکارهای  جالبی انجام دادند.

آقایی  هم ارگ می زد و ما شاد   شدیم.

در جایی نوشته بود سیرکو که به زبان ایتالیایی یعنی سیرک  ایران وایتالیا.

درآن جاچند آدم کوتوله بود که آهنگ  کوچه بازاری  می خواند.

آره .....آره ،    زهره ماره                    آره ...... آره ،    آجر پاره .

یکی از آنها  لباس تکنو پوشیدو یارهایش را آورد. یکی ازآن ها  هم ویولن ویکی  دیگر گیتار می زد ، یکی دیگر هم خواننده بود .

برنامه ی سیرک خیلی قشنگ بود!

این هدیه ی مادرم برای پایان امتحاناتم  بود.

                                                           

 

/ 4 نظر / 10 بازدید
سحر

سلام خوبی من اول شدم.[دست][هورا]چه عجب بالاخره آپ کردی.خوش به حالت چه جایزه ی خوبی گرفتی.مبارکه[دست][گل]راستی قالب نو هم مبارکه[دست][گل]

[هورا]

... نرجه

[گل]كاش من هم مي توانستم در آن زمان با شما به سيرك بيايم . مطمئن بودم كه خيلي به ما خوش مي گذشت . [چشمک]

ساحل

خوب راستش سیرک عالی بود من3بار اومده بودم [نیشخند]